بازگشت به بانک اطلاعات پایان نامه ها

شماره دانشجویی : 930421672
نام و نام خانوادگي : یاسمن علی تبریزی
عنوان پایان نامه : کارکرد نقش‌ مایه‌های جبر و اختیار در ادبیات کلاسیک و مدرن (اگزیستانسیالیسم و ابزورد)
دانشكده : دانشکده هنر
گروه تحصيلي : نمايش
رشته/گرایش تحصيلي : نمايش - كارگرداني
مقطع تحصيلي : کارشناسی ارشد
استاد راهنما (عضو هیات علمی مرکز) : سعید شاپوری ,
استاد مشاور () : ,
چكيده : جبر و اختیار نقش مایه هایی فلسفی و ادبی است؛ که موضوعات اصلی و بنیادین آثار نمایشی چه در عصر کلاسیک و چه در دوره ی مدرن از این دو سرچشمه می گیرند و بیان می شوند. جبر و اختیار درون مایه هایی است که در یک اثر نمایشی طرح و پیرنگ نمایشنامه و شخصیت پردازی را دچار چالش می کند. در ادبیات نمایشی دوران کلاسیک، جبر با شکلی تغییر یافته به سرنوشت و تقدیر مبدل شده است؛ و در تمامی آثار نمایشی این دوره برخورد انسان با تقدیر، سرنوشت و خدایان دیده می شود. و در آثار دوره ی مدرن و ورود به عصر روشنگری این جبر جای خود را به اختیار و انتخاب توسط شخصیت های نمایشی می دهد. مکتب های اگزیستانسیالیسم و ابزورد از مکاتب مهم دوره ی مدرن، ادبیات نمایشی است. نقش مایه های جبر و اختیار در این مکاتب نیز به صورت های متفاوت از یکدیگر به نمایش در می آیند. مکتب اگزیستانسیالیسم، معیار کمال انسانی و در واقع جوهر انسان و ارزش های انسان را آزادی می داند و معتقد است که انسان تنها موجودی است که در این عالم، آزاد آفریده شده است. یعنی محکوم هیچ جبر و هیچ ضرورت و هیچ تحمیلی نیست. تئاتر ابزورد، شکلی از نمایش است که بر روی پوچی وجود انسان تاکید دارد. " تئاتر عبث در حد نمایش شرایط فاجعه آمیز زندگی و تمدنی است که به سرعت و ابتکار حیرت انگیزی خود و جهان را به ویرانی و فنا می کشاند. تئاتر عبث درچشم اندازی نه چندان دور، جهانی را تصویر می کند که اگر معجزه ای الهی در آن رخ ندهد، به فاجعه نهایی و فنای ابدی خود بسیار نزدیک شده است." (ناظر زاده کرمانی، 1365، 29) در مکتب ابزورد بشر به دوران کلاسیک رجوع می کند؛ نه آنکه مانند انسان های عصر کلاسیک از وحشت امر خدایان و تقدیر شوم پذیرنده ی جبر باشند؛ بلکه انسان عصر مدرن به دلیل فشارهای روانی دورانش و جنگ های خانمان سوز و حقارت معنای انسانیتش به سوی جبر و تنهایی و انزوا کشیده می شود؛ و در این جبر، تنهایی و انزوا دست و پا می زند، ولی هر چه پیش تر می رود ناامید تر می شود و نجات و رهایی اش را یک آرزوی محال می بیند. واژگان کلیدی: جبر، اختیار، ادبیات نمایشی، عصر کلاسیک، دوره ی مدرن، اگزیستانسیالیسم، ابزورد
كلمات كليدي : جبر، اختیار، ادبیات نمایشی، عصر کلاسیک، دوره ی مدرن، اگزیستانسیالیسم، ابزورد
تاريخ دفاع : 1396-05-07